


توصیههای مربیگری برای استادهای اسکرام (قسمت اول)
29 آذر 1399


نگاشت جریان ارزش- درس سوم (ویدئو)
16 دی 1399نقشهای متعدد یک مربی
یک مربی استاد اسکرام برای کمک کردن به تیم اسکرام برای یافتن مسیر پیشرفت قدم به قدم و تدریجی شان نیاز دارند که نقشهای متعددی را بازی کند.
در طی ایفای تمام این نقشها تمرکز و هسته اصلی توجه مربی روی کمک کردن به تیم اسکرام در خودگرانی و ریشه یابی مشکلاتشان و تعیین عملکردهای واقع بینانه و موثر در جهت رفع آنها است.
بهعنوان یک مربی استاد اسکرام با بکارگیری روشهای زیر موجب فعال شدن حس خلاقیت و نو آوری در تیم بشوید:
۱. یک محیط “امن” برای تیم اسکرام ایجاد کنید. (جایی که اعضای تیم احساس راحتی و امنیت در ایجاد و به اشتراک گذاشتن ایدههایشان داشته باشند. محیطی بدور از احساس خجالت یا تمسخر یا حتی اتهام و انتقام جویی از یک دیگر).
۲. مقید باشید به حفظ بیطرفی بعنوان یک مربی در تمام مدت همکاری.
«حتی وقتی تیم اسکرام به وضوح دارد غیر عقلانی رفتار میکند و ممکن است با سر به چاله بیافتد شما باز هم باید با بیطرفی به مشاهده و تشخیص دلیل گمراهی ایشان بپردازید و وادارشان کنید تا بیشتر فکر کنند و دنبال راه حل برای مشکلشان بگردند!»
۳. با پرسیدن سوالهای مناسب موجب بیداری ذهن خلاق تیم شوید.
۴. بهطور خودآگاه و فعال به پاسخهای تیم اسکرام توجه کنید (نشان دهید که کاملا حضور دارید و سراپا گوش هستید!).
۵. با دقت به همخوانی یا تضاد بین ارتباط کلامی و زبان جسمی اعضا تیم دقت کنید. (در هنگام گوش دادن به پاسخهایشان دقت کنید که آیا رفتار فیزیکی ایشان در هنگام ارتباط کلامی در تایید سخنان ایشان هست یا خیر. مثلا اگر دارند وضعیت مثبتی را تعریف میکنند آیا با سر برافراشته و ارتباط مستقیم چشمی و سینه ستبر مشغول صحبت کردن هستند یا خودشان را جمع کردهاند و شانههایشان افتاده و از ارتباط چشمی پرهیز میکنند).
۶. با دست و دلبازی به تیم بازخوردهای سازنده و کمک کننده دهید تا آنها را در تلاش خلاقانه برای حل مشکلاتشان یاری کنید.
۷. پیش فرضها و باورهای قبلیشان را به چالش بکشید! تیم اسکرام برای حفظ خلاقیت خود نیاز دارد ذهنی منعطف و فارغ از قید و بند و محدودیت داشته باشد.
۸. ذهن تیم را به سمت همفکری در یافتن راهکاریی اجرایی برای رفع مشکلاتشان هدایت کنید.
۹. راهکارهای یافته شده توسط تیم را جایی ثبت و ردگیری کنید تا به مرور زمان فراموش و مفقود نشوند.
از مربی استاد اسکرام انتظار میرود که طوری به ارزشها و مفاهیم بنیادی چابک مسلط شده باشد که این دانش و آگاهی در بطن ذهن او نشسته باشد و جزیی از منش فکری او شده باشد.
«حتی مجربترین و خبرهترین مربیهای استاد اسکرام هم هر از گاهی به مواردی برمیخورند که درجه ابهام بالایی دارند و به همین دلیل جهت صحیح برای خط دهی فکری به تیم برای قرار گرفتن در مسیر مناسب چابک و یافتن پاسخ مشکلات، معلوم و واضح نیست. در این گونه موارد سخت و پیچیده است که توانمندیهای فردی استاد اسکرام در بکار گیری مفاهیم چابک راهگشای تیم اسکرام خواهد بود.»
ممکن است مربی استاد اسکرام کارش را با تیم اسکرام از نقطه آغازین گزینش روش و مفاهیم چابک توسط سازمان شروع کرده باشد و تیم اسکرام در واقع چیزی نباشد جز گروهی تازه کار متشکل از پرسنل سازمان که از تیمهای دیگری منفک و به تیم اسکرام ملحق شدهاند.
از آنجایی که تغییر هرگز آسان نیست، مربی استاد اسکرام میبایست که توانمندیهای مردمداری لازم برای نفوذ به ذهن تیم اسکرام و ترغیب ایشان برای باز و منعطف نگهداشتن ذهنشان در پذیرش تغییر و جذب آموزههای نو را داشته باشد.
اولویت اول مربی اسکرام کمک به تیم اسکرام در ارتقای سطح بهرهوری و رسیدن و حتی فراتر رفتن از اهداف سازمانی است. تیم اسکرام در نقش یک واحد منسجم عمل میکند و در هر چرخه به اندازه ظرفیت تولیدش کار میپذیرد و با خودتدبیری و خودگردانی تمام مراحل انجام آن را کامل میکند و محصولی مرغوب تحویل میدهد.
از زاویه دید جهان خارج این موضوع به شکل یک هدف در سطح تیم تلقی خواهد شد. البته از آن دیدگاه تا حدودی هم درست است، اما در بطن موضوع، این عملا حاصل جمع بهرهوری تک تک اعضای تیم اسکرام و کیفیت عملکرد تک تک ایشان در کمک به خودگردانی و بالابردن کیفیت کار گروهی است.
«به منظور کمک به تیم اسکرام در جهت تقویت و توسعه توانمندیهای درون-تیمی و بالا بردن کیفیت همکاری داخلیشان، مربی استاد اسکرام علاوه بر نقش مربی باید بهعنوان تسهیلگر (facilitator) نیز وارد عمل شود و تیم اسکرام را بهسوی مکالمات سازنده سوق دهد و جلسات همفکری را هدایت کند.»
یک مربی استاد اسکرام در بطن خود یک خادم-رهبر(server-leader) است. لازم است خود الگوی بارزی از پذیرش و بکارگیری منش و کاربرد مفاهیم چابک باشد.
یک مربی استاد اسکرام خوب است که در یک یا چند تا از زمینه های زیر نیز متخصص باشد:
۱. فناوری مورد استفاده تیم اسکرام (هر چند این امر ضروری نیست و نقش یک مزیت مضاعف را بازی میکند).
۲. حوزه فعالیت تجاری محصول تولید شده توسط تیم اسکرام که در آن خدمترسانی میکند (این نیز ضروری نیست اما کمک بزرگی به پیشرفت مربیگری تیم میکند).
۳. تحول چابک (به منظور رهبری تحول گزینش فرایند و مفهوم چابک، اجراء و ارتقاء درجه پختگی تیمهای اسکرام، و یا حتی خدمتگزاری بهعنوان عضوی از مرکز ارتقاء عالی چابک سازمان).
مربی استاد اسکرام بهعنوان یک تسهیلگر نیز وارد عمل میشود:
«مربیگری و تسهیلگری تشابهات و تفاوتهایی دارند. هر دوی این تخصصها در خدمت تشویق و ترغیب تیم اسکرام در انتخاب هدف و همفکری و بکارگیری خلاقیت تیمی هستند. مربی تسهیلگر و مشوق محاوره و تعامل درون تیمی برای بیدار کردن کنجکاوی و ایده پردازی است. تسهیلگری بخشی جدایی ناپذیر از این فرایند است. وقتی استاد اسکرام به تسهیلگری مشغول است، توجه و تمرکز ویژهای روی تسهیل تصمیمات تیمی و تعیین راهکارهای اجرایی توسط تیم دارد. این در حالی است که مربیگری یک همراهی و تعامل پیوسته و دنبالهدار بین استاد اسکرام و تیم است با هدف به چالش کشیدن تیم به منظور همفکری و تحلیل گروهی و راهحلیابی و نهایتا قرار دادن آن در یک چارچوب اجرایی است. در اینجا نتیجه کار دست در دست سطح بهرهوری تیم دارد.»
آیا میشود ما فقط و فقط به مربیگری بپردازیم و از به اشتراک گذاشتن نظرات خود اجتناب کنیم؟
پاسخ: هم آری هم خیر!
«خیر» زیرا که اگر قرار باشد شما تنها مربیگری کنید، ملزم خواهید بود که از به اشتراک گذاشتن دانش و دیدگاه حرفهایتان خودداری کرده و تیم را از آن محروم سازید! این در حالی است که 99 درصد سازمانها هنگام استخدام شما بهعنوان مربی عملا دنبال مرشد میگردند.
پس پاسخ شما «آری» هم میتواند باشد!
حالا نگاهی کنیم به تفاوت این دو:
«در نقش یک مربی، تمرکز شما روی فرایند است و به انجام رسانیدن مقداری بیشتر از آنچه که در جریان است. مربیگری (coaching) درجه عمومیت بالاتری نسبت به مرشد بودن (mentorship) دارد. میتواند در هر نوع زمینه تخصصی و نیز برای مخاطب منفرد (یک به یک) یا مخاطب جمعی (تیم اسکرام) بهکار گرفته شود. در نقش یک مرشد تمرکز بیشتر روی یک موضوع تخصصی و بالاتر بردن توانمندی تیم اسکرام در آن زمینه است. در این حالت نتیجه کار تقویت کارشناسی افراد تیم و غالبا به روش منفرد و نفر به نفر اجراء میشود.»
حالا باید دقت کنید تا وضع از این گیج کنندهتر نشود و نقش شما را با معلم اشتباه نگیرند!
بهعنوان یک مرشد (mentor) شما تلاش میکنید تا کارآموز زیر نظرتان دید عملیاتی وسیعتری پیدا کند در حالیکه اگر معلم (teacher) بودید هدف صرفا انتقال دانش تخصصی به شاگردانتان بود (و شما بجای هدایت و خطدهی، مشغول تدریس بودید!).
یک مرشد هدفش ارتقاء تواناییهای کاری تیم از طریق انتقال اطلاعات است. در حالیکه هدف یک معلم بالاتر بردن سطح دانش ایشان است و لزوما جنبه کاربردی و عملیاتی آن مطرح نیست.
خوب اگر تا اینجا بهقدر کافی سردرگم نشدهاید اجازه دهید وضع را با مقایسه بین مربیگری و معلم بودن، بیشتر مبهم کنیم!
همانطور که ذکر شد تمرکز مربی روی فرایند چابک قرار دارد. در حالیکه تمرکز معلم روی محتوای تخصصی کار تیم است، که در این مورد مشابه مرشد بودن است.
مربی به تیم اجازه میدهد تا سوژه اصلی جلسه را خودشان انتخاب کنند. این در حالی است که معلم خودش سوژه مورد تدریس را برمیگزیند که غالبا مبتنی بر یک سیلابس درسی است.
بهعنوان یک مربی نیازی نیست که شما در زمینه تخصصی مشتریتان مبرز و کارشناس باشید. حتی اگر هم اینطور باشد باید عمدا از ابراز نظر کارشناسانه پرهیز کنید تا بیطرفی خودتان را حفظ کنید.
بهعنوان یک معلم یا مرشد برای موفق شدن باید در زمینه تخصصی مشتریتان خبره باشید!
در نقش مربی شما همواره روش خود را به فراخور نیازهای مشتری (تیم اسکرام) تنظیم میکنید و در جریان جلسات آن را به قدر نیاز تغییر میدهید در حالیکه بهعنوان یک معلم شما یک مسیر از پیش تنظیم شده را طبق برنامه آموزشی دنبال میکنید و بهندرت تغییری در آن میدهید.
و نهایتا بهعنوان یک مربی استاد اسکرام، تعامل شما با مشتری برای ایشان یک مسیر تحول منحصر بفرد ایجاد میکند. چرا که بهطور پویا از یک ایده تصادفی توسط مشتری شروع میشود و تحت هدایت غیر مستقیم شما به ایده دیگری میرسد و قدم به قدم خودش را به راهکار نهایی برای حل مشکل مشتری میرساند.
بهعنوان معلم شما مسیری مستقیم و یکسان برای همه دانش آموزان خود فراهم میکنید. در این مسیر با تعدادی ”ایست و بازرسی” از قبل تعیین شده میزان پیشرفت آنها در آن مسیر چک میکنید و به ادامه مسیر ادامه میدهید تا نتیجه از پیش تعیین رابطه آموزشی شما با ایشان بدست بیاید.
برای ارجاع به قسمت اول «توصیههای مربیگری برای استاد های اسکرام» به این لینک بروید.
نویسنده: آرمان کامران



